نگفتی بمان

نگفتی #بمان
 و گرنه من آدمِ #رفتن نبودم !
 همانجا که دستانم را از میانِ دستانت ربودم ،
 اعتراض نکردی
 و من رفتم
 و تو رفتنم را
در سکوت تماشا کردی !
 این سکوتِ تو مرا #شکست !!!
دیدگاه ها (۱)

دلمیک هُلِ محکم می خواهد !آنقدر محکمکه پرت شوملای لباس های ک...

او هم آدم است !اگـــر دوستت دارم هـــایت را نشنیـده گرفت ،غص...

سالها بعد ،من پشیمانم !چرا که دیگر هیچ کس را ،به اندازه ی تو...

امشب #شمعی برایم روشن کن !!!گم شده ام در تاریکی شب هایی که ا...

تمام آرزوهایم،تمام رویاهایم را در چمدانی گذاشتم،چمدان به دست...

نمی‌دانم چه حکمتی بود که میان من و دیدنت این همه فاصله کاشت...

چند پارتی عضو هشتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط