{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب بود و شمع بود و من بودم و غم

شب بود و شمع بود و من بودم و غم
شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم

چون شمع نشستم که بسوزم سر راهت
چون اشک چکیدم که ببینم رخ ماهت


#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

یار باشد ماه باشد آسمان مهتاب باشددر دل شوریده‌ من شعر بکرو ...

مشو غره به دنیای سپنجی بهوش ای نازنین گر نکته سنجیاگر پرسی م...

شب بود و ستاره بود و من بودم و ماهشب ماند و ستاره رفت و من م...

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدمآنقدر باریدم و باریدم و ...

مرد تنهای شب @پنج شنبه های تلخ و دلتنگی@ای اجل

از بی وفایی های این دنیا گذشتم از هرچه بود از زشت از زیبا گذ...

وانشات استاد کیم هیچ حرفی رد بدل نشد رسیدیم سر کلاس بودم کلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط