{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در معبدی گربه ای زندگی می کرد که هنگام عبادت راهب ها مزاح

در معبدی گربه ای زندگی می کرد که هنگام عبادت راهب ها مزاحم تمرکز آن ها می شد. بنابراین استاد بزرگ دستور داد هر وقت زمان مراقبه می رسد یک نفر گربه را گرفته و به ته باغ ببرد و به درختی ببندد.
این روال سال ها ادامه پیدا کرد و یکی از اصول کار آن مذهب شد. سال ها بعد استاد بزرگ درگذشت.گربه هم مرد.راهبان آن معبد گربه ای خریدند و به معبد آوردند تا هنگام عبادت به درخت ببندند تا اصول عبادت را درست به جا آورده باشند. سال ها بعد استاد بزرگ دیگری رساله ای نوشت درباره ی اهمیت بستن گربه هنگام عبادت!!
بسیاری از باورهای ما اینگونه به اصل و قانون تبدیل می شوند.
اگر نتوانی روی زمین بهشت را پیدا کنی ، در آسمانها نیز نمی توانی آن را بیابی …
خانه خدا همین نزدیکی است و تنها اثاث آن مهربانی است !
حوا که بغض کند حتی اگر خدا سیب هم بیاورد تنها آغوش آدم آرامش می کند !!!
پدرم می گوید : کتاب
مادرم می گوید : دعا
و من خوب می دانم که زیباترین تعریف خدا را فقط می توان از زبان گل ها شنید …

(حسین پناهی)
دیدگاه ها (۱۳)

ﮔﺮ ﺳﯿﻨﻪ ﺷﻮﺩ ﺗﻨﮓ،ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﻣﺎ ﻫﺴﺖ...ﮔﺮ ﭘﺎﻯ ﺷﻮﺩ ﻟﻨﮓ،ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﻣﺎ ﻫﺴﺖ...

متولد چه ماهی هستی؟فروردین: فال انبیاء - حضرت ادریس (ع)ای صا...

خدایا : بزرك شدن، كارسختی است ! هرگاه مرا لایق بزرك شدن دانس...

.پادشاه به نجارش گفت:فردا اعدامت میکنم،آن شب نتوانست بخوابد....

داود رقّى می‌‌گويد: در محضر مبارك امام صادق عليه السّلام بود...

سریال زیاده روی"overdo"این سریال در مجموع[آی چی یی+تنسنت] ه...

🔰 جریان غربگرا سالها تلاش کرد یک جهان توهمی برای مردم بسازد🔸...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط