{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمانیکه پدرم درب شربت سینه را

زمانیکه پدرم درب شربت سینه را
نمیتواند بازکند؛وقاشق شربت با لرزه به دندانش میخورد!!دلم میخواهد قاشق را در گلوی شیشه کرده و خفه بکنم تا زورش را به پیری فرسوده نشان ندهدو بفهمداین پیرناتوان ضعیف ترین هم باشدقویترین تکیه گاه من است!
دیدگاه ها (۳)

زمانیکه پدرم درب شربت سینه را نمیتواند بازکند!!وقاشق شربت با...

زمانیکه پدرم درب شربت سینه را نمیتواند بازکند!!وقاشق شربت با...

وقتی پدرم در شیشه شربت را نمیتواند بازکندوقاشق شربت با لرزه...

زمانیکه پدرم درب شربت سینه را نمیتوانست بازکند!!وقاشق شربت ب...

دانلود کتاب عروس زندان - نویسنده ژول ماری

دانلود مجله فیلم و هنر - شماره 441 - 21 تیر 1352

دانلود مجله اطلاعات بانوان - شماره 1039 - 15 تیر 1356

حافظ

دلم یه کتاب خونه توی اتاقم میخواد خیلی خاصو رویاییه ⭐💕🧚‍♀️😭...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط