عاشقش بودم ولی هرگز مرا یاری نکرد
عاشقش بودم ولی هرگــز مــرا یاری نکرد
در نبـــرد بــا رقیب از من هواداری نکــرد
بـــر در و دیــوار کوبیـدم بـــرای بودنـش
او بـــرای ماندن خود هیـــچ اصراری نکرد
اشک چشمم را بگویم؟هیچ ابری تـا بحـــال
از دل خود اینقدَر سیلاب را جــــاری نکرد
بعد از او آنقدْر غم خوردم وَ نالیدم که هیچ ـ
مادری در سوگ فرزندش چنین زاری نکرد
مثل یک سیگار من را زیر پاهایش فشــرد
نه چنین کاری کسی با هیچ سیگاری نکرد
پای من نگذار ضعف این غزل، تقصیر اوست
طبـــع شعرم نیز دور از او مرا یاری نکـــرد...
در نبـــرد بــا رقیب از من هواداری نکــرد
بـــر در و دیــوار کوبیـدم بـــرای بودنـش
او بـــرای ماندن خود هیـــچ اصراری نکرد
اشک چشمم را بگویم؟هیچ ابری تـا بحـــال
از دل خود اینقدَر سیلاب را جــــاری نکرد
بعد از او آنقدْر غم خوردم وَ نالیدم که هیچ ـ
مادری در سوگ فرزندش چنین زاری نکرد
مثل یک سیگار من را زیر پاهایش فشــرد
نه چنین کاری کسی با هیچ سیگاری نکرد
پای من نگذار ضعف این غزل، تقصیر اوست
طبـــع شعرم نیز دور از او مرا یاری نکـــرد...
- ۴۵۶
- ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط