بخونید خیلی قشنگه 👇 👇
بخونید خیلی قشنگه 👇 👇
من ... و ١٧ سالمه! من ادمی بودم که به هیچکس تا همین
شش ماه پیش دل نبستم!
به طور اتفاقی یکی از اشناهای دوستمو که اسمش امیر بودو
میشناختم! بعضی وقتا میدیدمش اما اصلا ازش خوشم
نمیومد! تا اینکه بعد چندوقت توی نت پیداش کردم! و کاش
هیچوقت جوابشو توی چت نمیدادم! کم کم خیلی باهم جور
شدیم! اوایل مثل دادشم بود حتی داداش صداش میکردم! اما
بعد گفت که دوست نداره منم دیگه بهش نگفتم! اونقد باهم
راحت بودیم که همه چیزو به من میگفت و منم در همه
صورت باهاش بودم! تا اینکه یه روز گفت دوست دختر
گرفتم بالاخره(یه مدت بود با کسی نبود) ! من اول خیلی
عادی گفتم ااا چه خوب اما بعد... بعد چند وقت احساس
کردم
نه نمیتونم با این احساس که نمیدونم چیه کنار بیام!
یه روز رفتیم بیرونو به طور کاملا ناگهانی بوسش کردم و
اونم همراهی کرد! بعد از اون روز من دیگه مثل قبل نبودم!!
با خیلیا بودم اما اون برام یک چیز دیگه بود .......
من ... و ١٧ سالمه! من ادمی بودم که به هیچکس تا همین
شش ماه پیش دل نبستم!
به طور اتفاقی یکی از اشناهای دوستمو که اسمش امیر بودو
میشناختم! بعضی وقتا میدیدمش اما اصلا ازش خوشم
نمیومد! تا اینکه بعد چندوقت توی نت پیداش کردم! و کاش
هیچوقت جوابشو توی چت نمیدادم! کم کم خیلی باهم جور
شدیم! اوایل مثل دادشم بود حتی داداش صداش میکردم! اما
بعد گفت که دوست نداره منم دیگه بهش نگفتم! اونقد باهم
راحت بودیم که همه چیزو به من میگفت و منم در همه
صورت باهاش بودم! تا اینکه یه روز گفت دوست دختر
گرفتم بالاخره(یه مدت بود با کسی نبود) ! من اول خیلی
عادی گفتم ااا چه خوب اما بعد... بعد چند وقت احساس
کردم
نه نمیتونم با این احساس که نمیدونم چیه کنار بیام!
یه روز رفتیم بیرونو به طور کاملا ناگهانی بوسش کردم و
اونم همراهی کرد! بعد از اون روز من دیگه مثل قبل نبودم!!
با خیلیا بودم اما اون برام یک چیز دیگه بود .......
- ۳.۸k
- ۲۸ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط