لره داشته با خدا راز و نياز ميکرده يهو يه پرنده ميخوره به
لره داشته با خدا راز و نياز ميکرده يهو يه پرنده ميخوره به پنجره اتاقش سرشو ميگيره بالا ميگه خدا من دارم باهات درد دل ميکنم اونوقت تو انگرى بردز بازى ميکنى
- ۵۵۷
- ۱۹ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط