{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیراهنی که دوست داری خریدم

پیراهنی که دوست داری خریدم
با همان رنگی که عقیده داری بیشتر به رنگ چشمانم می آید ...
لژن همان عطر مورد پسند تو رابه پیراهنم زدم ..
رو به روی آینه ، در چشمان سراپا بی قرارم نگریستم
شانه را برداشتم موهای پریشانم را آرام کنم ...اما دلم مجابم کرد ...
دستانت بهترین شانه ای بود که میتوانست این موج های ناآرام را التیام بدهد ..
باز نگاه کردم ..این منِ منتظر چشمانش میخندید ،
قلبش انگار با تمام دریچه هایش میخواست آهنگ آمدنت را بتپد ...
اسفند دود کردم تا آمدی دور سرت بچرخانم ...
برایت آیت الکرسی بخوانم فوت کنم دورِ قدو بالایت !
درِ خانه را باز گذاشتم تا منتظر نگهت ندارم !

وای که منِ دلداده به تو! چه بیتابانه شعر رسیدنت را زیر لب میخواند ..
فقط ;
رسیدی چمدانت را همان بغل در بگذار!
بوسه ات را روی پیشانی ام !
و خودت را در آغوشم !
دیدگاه ها (۳۵)

ســــوال...دخـــترا جواب بدن اگــــه روز عروسیت دختری بیاد و...

احرگ گلب کل شامت واغنیلک علی اعنادهاعشگک عشگ بغدادی یذوب ابع...

لامصب عمــر چ زود میگذره😒

راهنتنی وگد کلمتکهذا أنه گبالک مدنگ عشگاللیله بـ عیونک حبیبی...

پارت ۲۸ زارتان زورتانش شروع شده دارم هشدار میدم☝️کاکاشی کامل...

⚓⃝Łøɍđ øf ŧħɇ sɇȺ᭄𓆝ܔ "فرمانروای دریا" 𝒄𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝟐。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط