FIKE part

#FIKE #part3
+با صدای سرفش به خودم اومدم و دست از زل زدن بهش برداشتم
هی خانم حالتون خوبه...خانم...حالا چکار کنم
براید استایل بقلش کردم گذاشتمش تو ماشین و به سمت بیمارستان روندم...
پرستار:حالشون خوبه ولی برای یه مدت کوتاه بی هوش شدن
+میتونم ببینمشون؟
بله ولی شما چه نسبتی با ایشون دارید؟
+چی...آها بله من دوست پسرشون هستم.
پرستار:تبریک میگم دوست دختر خوشگلی دارید...
+بله بله مرسی۰_۰ و بدو بدو به سمت اتاق اون دختر رفتم درو به آرومی باز کردم و رفتم داخل روی صندلی کنار تخت نشستم و به چهره اون دختر نگا کردم این امکان نداره حتی تا خواب هم مثل فرشته هاس.
داشتم با خودم حرف میزدم که نفهمیدم چطوری خوابم برد.
-با حس سنگینی روی دست چپم بیدار شدم چشمامو باز کردم و به سمت دستم برگشتم که نگاهم به چهره ی کوک افتاد واقعا حتی تو خواب هم مثل خرگوش بود با تکون خودنش به خودم اومدم چشماشو باز کرد و دوباره چشم تو چشم شدیم به چشمای تیله ایش و موهای چطریش زول زده بودم...
این ور و اونورو نگاه کردم دوباره به سمت کوک برگشتم و گفتم:اینجا کجاست؟
دیدگاه ها (۳)

یلداتون مبارک عشقولیا😚 😚 ❤ ❤

ای جان😂

فرار من

بیب من برمیگردمپارت : 68+ میدونی کجا قراره قرارداد ببندیم؟ _...

جیمین فیک زندگی پارت ۸۷#ویو ات بدو بدو بدو همینجوریش هم دیر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط