دوستی که مثل خواهر می ماند
دوستی که مثل خواهر می ماند
تکه های پازل قلبم چرا گم میشود،، پاره پاره یا شکسته یا مچاله میشود، تکه های قلب من از هم فراری گشته اند،، مانده ام آخر چرا بیزار از هم گشته اند، با امید و آرزو رفتم سراغ تکه ها، گفتم آخر میشود قلبی زهم گردد جدا؟؟ گفت یک تکه به من رسم جوان مردی نبود، کرده ای مارا جدا آخر بنی آدم چرا؟ گفتم آخر من چو مردم یک عزیزی دارم، قلب خود را می شکافم تا به او بسپارم، قلب من ناقابل و جانم فدایش میشود، قطره قطره خون رگهایم چراغش میشود، تقدیم به دوستان خودم، خواهران گلم
تکه های پازل قلبم چرا گم میشود،، پاره پاره یا شکسته یا مچاله میشود، تکه های قلب من از هم فراری گشته اند،، مانده ام آخر چرا بیزار از هم گشته اند، با امید و آرزو رفتم سراغ تکه ها، گفتم آخر میشود قلبی زهم گردد جدا؟؟ گفت یک تکه به من رسم جوان مردی نبود، کرده ای مارا جدا آخر بنی آدم چرا؟ گفتم آخر من چو مردم یک عزیزی دارم، قلب خود را می شکافم تا به او بسپارم، قلب من ناقابل و جانم فدایش میشود، قطره قطره خون رگهایم چراغش میشود، تقدیم به دوستان خودم، خواهران گلم
- ۱.۳k
- ۱۲ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط