{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدرم دفتر شعری آورد

پدرم دفتر شعری آورد
تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند
و مرا برد به آرامش زیبای یقین
زندگی شاید شعر پدرم بود که خواند

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۵)

پرواز اندازه آدمو برملا می کنه هرچی بالاتر میری بالا و بالات...

وقتی از خوشبختی حرف میزنیم، دقیقا از چه چیزی حرف میزنیم؟ 😍

مولا #علی_علیه_السلاماوقات شادی، غنیمت است.#غرر_الحکم : 1084

آخرین جمعه ای که خوشحال بودم مال زمانیه که‌ جمعه ها صبح زی ز...

داستان عنکبوت منزوی پارت پنجم

زندگی بی رحم

رمان"نقش باد"#تکپارتی #لینو در یک شهر کوچکِ کنار دریا، لینو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط