{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل بردی و دل بردنت را دوست دارم

دل بردی و دل بردنت را دوست دارم
رو راست!من عطر تنت را دوست دارم

در پیش صدها باغ گل تنهای تنها
گلهای روی دامنت را دوست دارم

هستم زلیخایی و خلوت دوست,به به
من چنگ بر پیراهنت را دوست دارم

صدها هزاران شرط داری و قبول است
آخر ولیکن لیکنت را دوست دارم

من ضربه ها خوردم نشستم تاکه در خاک
اما به هر ضربه,فنت را دوست دارم

جان میدهم با شوق,گفتی: جان بده!جااااان!
چون دیدن جان کندنت را دوست دارم

جانم به لب میآید اینجا,خوش به حالت
ای نوش جااااان! خندیدنت را دوست دارم
دیدگاه ها (۲)

‌ﻣﯿﺎﻥ ﮐﻮﭼﻪ ﻣﯽ ﭘﯿﺠﺪ ﺻﺪﺍﯼ ﭘﺎﯼ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ..ﺑﻪ ﺟﺎﻧﻢ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﺁﺗﺶ ﻏﻢ ﺷﺒ...

‌ ‌ عشق یعنی یک تمنا , یک نیاززمزمه از عاشقی با سوز و ساز عش...

دیده‌ام خورشید را در خواب، تعبیرش توییخواب دریا و شب مهتاب، ...

میروم خوب که دلتنگ شدی می آیمبا دلت صادق ویکرنگ شدی می آیمدو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط