{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اتاق را کہ خاموش ڪردم

اتاق را کہ خاموش ڪردم
دلتنڪَی از پنجره سرڪ ڪشید
بی ملاحظہ هواے اتاق را بلعید
و در ڪَوشم ڪَفت :
بہ امپراطورےِ بزرڪَ من خوش آمدے...!!

#آرزو_کاظمی
دیدگاه ها (۲)

محبوبِ من.....رخسارِ شما ڪَـویی بینِ پلڪ هایم حَڪ شده استچشم...

آرام بڪَیر در آغوشم...فردا هم "دوستت خواهم داشت"شب براے بخیر...

جهنم که الزاما آتش نیست ، بعضی آدم‌ها جهنم آدم‌های دیگرند! ب...

‍ قدر بداناحساسات آدمے را ڪه میان انبوهی از توجه دیگران فقط ...

ناپلئون گمشده (فصل اول)

اتاقی قدیمی-پارت-۲مدریا به پنجره ی کنار میزش خیره شد . او کس...

شرطا نرسیده ولی چه کنیم دیگر🫤 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط