{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
مست از سڪوتت هـاج و واج
فریاد را پاس میزنی
قائل بہ تنهـا بودنی
اینگونہ دل را میبری
شڪرے بہ شبهـا خستگی
آرامشت تقسیم گشت
این حض بے پایان تو
در سادگے تعبیر گشت
چشم از تو میتابم اگر
شعر رهـایے از غم است
در نزد تو یڪ زندگی
معناے سبز بودن است
هـر لحظہ با طعم غزل
من را بہ من فریاد زن
این جشن بودن با تو من
شد نبض سبز این مثل...!!!
.
.
ترانہ از
محمد اڪبرجانی
.
🎀 🎀 🎀
دیدگاه ها (۱۲)

..من تحمل میکنم این روزهای خسته رامینویسم خاک هم چون و چرایش...

..آخرین بارم بود که بهش گفتم منتو رو من دوست دارم تو وجودی ح...

..سابقآ بر این نمیگفتے بہ منبیگانگیچشم تو ڪج ما ڪج از سمتمنم...

..من تقاص هـیچ را دادم بہ توهـیچ در هـیچے ڪہ جبران میشوددر ڪ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط