وای اگر دیوان من افتد به دست دلبرم
وای اگر دیوان من افتد به دست دلبرم
مست گردد از شراب شعر من نیلوفرم
من که از جام شراب عشق تو دیوانه ام
چه شود گر تو بنوشی باده ای از ساغرم
افتخاری بیش ازینم نیست دلدارم تویی
زین سبب در روز و شب دائم خدا را شاکرم
آدمیزادی بدین خوبی ندیدم مثل تو
دلبری جز تو نیامد هرگز اندر خاطرم
خرمن جان من از شور شرار عشق سوخت
جانم از کف داده ام اما ز هجرت صابرم
با نگاهی زنده ام کن من که مُردم در غمت
با وصالی سرخوشم کن من که شوریده سرم
مست گردد از شراب شعر من نیلوفرم
من که از جام شراب عشق تو دیوانه ام
چه شود گر تو بنوشی باده ای از ساغرم
افتخاری بیش ازینم نیست دلدارم تویی
زین سبب در روز و شب دائم خدا را شاکرم
آدمیزادی بدین خوبی ندیدم مثل تو
دلبری جز تو نیامد هرگز اندر خاطرم
خرمن جان من از شور شرار عشق سوخت
جانم از کف داده ام اما ز هجرت صابرم
با نگاهی زنده ام کن من که مُردم در غمت
با وصالی سرخوشم کن من که شوریده سرم
- ۷۳۱
- ۱۴ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط