{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل آن مرداب غمگینی که نیلوفر نداشت

مثل آن مرداب غمگینی که نیلوفر نداشت
حال من بد بود اما هیچ کس باور نداشت

خوب می دانم که "تنهایی" مرا دق می دهد
عشق هم در چنته اش چیزی از این بهتر نداشت

آنقدر ترسیدم از بی رحمی پاییز که
ترس من را روز پایانی شهریور نداشت

زندگی ظرف بلوری بود کنج خانه ام
ناگهان افتاد از چشمم، ولی مو برنداشت

حال من،حال گل سرخی ست در چنگ مغول
هیچ کس حالی شبیه من بجز "قیصر" نداشت
دیدگاه ها (۲)

‌‌🌼 از سکوتم مینویسم تا بدانی 🍂 خسته م بی هوایت کنج🌼 پستوه...

دلتنگی هایم گفتنی نیست نوشتنی هم نیست... اگر عاشق باشی! برای...

💘 گاهی در حذف شدن کسی💘 از زندگیتان حکمتی نهفته است .💘 اینقد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط