{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبم از بیستارگی شب گور

شبَم از بی‌ستارگی شبِ گـور
دَر دلم پرتو‌یِ ستاره‌ی دور
آذرخشَم گهی نشانهِ گرفت..
گَه تگرگم به تازیانه گرفت
بر سرم آشیانه بست کَلاغ
آسمان تیره گَشت چون پــَر‌ِ زاغ
مرغِ شب‌خوان که با دلم می‌خواند
رفت و این آشیانهِ خالی ماند؛
آهوان گُم شدند در شبِ دشت
آه از آن رفتگـانِ بی‌برگشت.. 🖤

#هوشنگ_ابتهاج

به مُردادی ترین گرما قسم ، بَدجــور دلتنگم
شبیهِ گچ شده از دوری ات مَحبوبـــِ من؛رنگم...

#امید_صباغ_نو
دیدگاه ها (۸)

قلم بگرفتم بدست که مرقوم بدآرم شرحِ حآلـیتو آمدی به یآد ومن ...

#شاید روزی‌،شعرهایم پَرواز کنند بر دستِ‌بادو آرام‌ بگیرند،بر...

سر بر سینهٔ کسی گذاشتن از صمیمانه‌ترین رفتارهای تنـآنه است !...

نَپـُرس از ایـن که کِنـارَت همیشـِه خـواهَـم مانـد؟ بریـدَن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط