* پسر ها و دختر ها
* پسر ها و دختر ها
محض رضای خدا جوان های گرانقدر حواستون به ارزش های خودتون باشه
برای اون پسر یا دختر ادا در نیارید!
* پسره با دختره اومده رستوران
مدام کلماتی مثل ( استدعا می کنم ، خواهش میکنم ، لطف می کنین )
پسره غذا رو کامل نمی خوره میدونه یه مقدا ر باید بمونه تو بشقاب همیشه پسرها یه مقداری نوشابه میزارن می مونه تو لیوان پسری که تو خونه به اندازه یه کرگدن غذا میخوره بعد میدونه اگه قرار باشه همه غذا رو بخوره آبروش میره
دختره که انگار هوا ایدز داره یه دستمال دائم دستشه رو صورتش و خیلی جدی ، خیلی سخت خیلی مراقبه ، که جلو این پسر کلام ناشایست یا رفتار نا شایست ازش سر نزنه و با یک جدیتی نشسته
پسره چنگال بیفته بر نمیداره ، به گارسونه انعام میده (در صورتی که اوضاعش زیادم تعریف نداره )
* هشت ماه یا نه ماه بعد از ازدواج
همین مردی که اینقدر از نوشابش می مونه و ( استدعا می کنم و خواهش می کنم و ...)
همین مرد هشت نه ماه بعد صبح که میخواد بره اداره تو همون حالت خواب و بیداری زیر شلواری شو در میاره این زیر شلواری عین یه بخچه گردی رو زمینه ( غیرت نمی کنه اینو به چوب لباسی آویزون کنه ) تابعد از ظهر که از اداره بیاد تو همون لوکیشین می ایسته اینو بکشه بالا !!!
* از همون اولش ادا در نیارید بگید من همینم همین
یا زنگی زنگ باشید یا رومی روم
خودتون باشید بگید من رفتارم اینه ، گفتارم اینه ، استعدادم اینه ، توانم اینه ،علمم اینه ، اما راستشو بگید!
راستشو بگید با صداقت
* بخدا قسم اگه آدرس همسرتون رو از خدا بخاین سریع تر به نتیجه میرسین
تا اینکه تو این کوچه پس کوچه ها و چت ها و تماس های تلفنی و این ها بخاین دنبالش بگردین
آدرسشو از خودش بخاین
منتها این راه داره ،این شرط داره ، شرط اینکه خدا این آدرسو به شما بده یک مساله هست
********* ********* ********* *********
* صد تا دوست دختر و پسر گرفته آخرش تو مشاوره میگه آقای دکتر : اصلا نمیدونم چمه !
اصلا نمیدونم کی رو میخوام چی میخوام !!!!! چرا ؟
چون قلب رو متمرکز خداوند نکرده ، از خودش نخواسته ، بهمین خاطر دنباله این رنگ ها افتاده
* زمان رو دارید از دست میدید جوانان عزیز ، وقتتون رو دارید از دست می دید ، و همچنان سرگردانید...
دکتر انوشه
محض رضای خدا جوان های گرانقدر حواستون به ارزش های خودتون باشه
برای اون پسر یا دختر ادا در نیارید!
* پسره با دختره اومده رستوران
مدام کلماتی مثل ( استدعا می کنم ، خواهش میکنم ، لطف می کنین )
پسره غذا رو کامل نمی خوره میدونه یه مقدا ر باید بمونه تو بشقاب همیشه پسرها یه مقداری نوشابه میزارن می مونه تو لیوان پسری که تو خونه به اندازه یه کرگدن غذا میخوره بعد میدونه اگه قرار باشه همه غذا رو بخوره آبروش میره
دختره که انگار هوا ایدز داره یه دستمال دائم دستشه رو صورتش و خیلی جدی ، خیلی سخت خیلی مراقبه ، که جلو این پسر کلام ناشایست یا رفتار نا شایست ازش سر نزنه و با یک جدیتی نشسته
پسره چنگال بیفته بر نمیداره ، به گارسونه انعام میده (در صورتی که اوضاعش زیادم تعریف نداره )
* هشت ماه یا نه ماه بعد از ازدواج
همین مردی که اینقدر از نوشابش می مونه و ( استدعا می کنم و خواهش می کنم و ...)
همین مرد هشت نه ماه بعد صبح که میخواد بره اداره تو همون حالت خواب و بیداری زیر شلواری شو در میاره این زیر شلواری عین یه بخچه گردی رو زمینه ( غیرت نمی کنه اینو به چوب لباسی آویزون کنه ) تابعد از ظهر که از اداره بیاد تو همون لوکیشین می ایسته اینو بکشه بالا !!!
* از همون اولش ادا در نیارید بگید من همینم همین
یا زنگی زنگ باشید یا رومی روم
خودتون باشید بگید من رفتارم اینه ، گفتارم اینه ، استعدادم اینه ، توانم اینه ،علمم اینه ، اما راستشو بگید!
راستشو بگید با صداقت
* بخدا قسم اگه آدرس همسرتون رو از خدا بخاین سریع تر به نتیجه میرسین
تا اینکه تو این کوچه پس کوچه ها و چت ها و تماس های تلفنی و این ها بخاین دنبالش بگردین
آدرسشو از خودش بخاین
منتها این راه داره ،این شرط داره ، شرط اینکه خدا این آدرسو به شما بده یک مساله هست
********* ********* ********* *********
* صد تا دوست دختر و پسر گرفته آخرش تو مشاوره میگه آقای دکتر : اصلا نمیدونم چمه !
اصلا نمیدونم کی رو میخوام چی میخوام !!!!! چرا ؟
چون قلب رو متمرکز خداوند نکرده ، از خودش نخواسته ، بهمین خاطر دنباله این رنگ ها افتاده
* زمان رو دارید از دست میدید جوانان عزیز ، وقتتون رو دارید از دست می دید ، و همچنان سرگردانید...
دکتر انوشه
- ۷.۰k
- ۲۴ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط