{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم کاراکتر ها

اسم کاراکتر ها:
کیو : کیمیا
زیکا :
ریو :
بریم سراغ چپتر
..................................................................
یک ماه بعد


هیموری : خب نقشه رو متوجه شدید؟

سانزو که دست به سینه وایستاده : الان من نفهمیدم . شما مارو تو این طویله ی اتاق خودت جمع کردی که از حدس و گمانات زر زر کنی؟

کاکوچو : با اینکه از این زلف صورتی خوشم نمیاد
ولی برای اولین بار تو زندگیش حق نواخت

سانزو : کوفت

کوکو : آخه منم هر طور فکر میکنم برد و باخت این حرف تو در هر صورت ضرره

ران دستشو به نشانه ی متوقف کردن بالا میگیره : وایستید وایستید وایستید
یعنی شما داری میگی همه ی افراد حاضر در اینجا یعنی
ریو ، کاکوچو ،کوکو ،سانزو ،کیوکی
ریندو و خودت و من الان بریزیم داخل اتاق مایکی
به چه دلیل ؟
خب اونو زیکا اونجان ...

که هیموری می‌پره وسط حرفش : نه ببین بنده نتایجی که به دستم رسیده رو میگم :
زیکا بیشتر از همیشه این ماه تو اتاق مایکی میمونه ( خاک بر سر منحرفتون کنن)
و ...

ران : خب این شد دلیل ؟

هیموری : خب نزاشتی حرفمو بزنم
بعد تو این یه ماهی که گفتم
تو این یه ماه یه جَوی قبلا بوده که الان نیست
بعدشم تو این ماه به طرز عجیبی هر دفعه از اتاق مایکی میاد یه حال دیگه ای داره

سانزو : الان ما واسه یه حدس شما که درصد هاشم مشخص نیس قراره به گا بر....

هیموری که داره قولنج هاشو میشکنه و آستین میده بالا ‌: داشتی میگفتی



که جمله زیکا یادشون میاد :
ببینید این هیموری خیلی کله خره
مراقبش باشید
تو بعضی شرایط ممکنه از مانجیرو هم خطرناک تر باشه


کوکو : اوکی اوکی
اوکیه ما هستیم

هیموری : اول اینکه
ریو و کیوکی نمیان و کلا تو پلن و نقشه نیستن

ریندو زیر لب : خر شانسا

هیموری ادامه میده : و اینکه یکی باید بمونه که شنود هارو برسی کنه

ران : بعد اون وقت اون کیه ؟

هیموری خیلی عمییییق در تفکر فرو رفت و بعد چند ثانیه گفت ‌: هر کی یه تک بییییااااااره

حضار : .....

پس از تک اوردن

هیموری : خب ریندو تکش تک شد
پس ریندو میمونه

ریندویی که داره سجده ی شکر به جا میاره : خدایا شکرت




پله ها رو بالا رفتن

خیلی آروم رسیدن به در اتاق مایکی

افراد پشت در : سانزو ،کوکو ،ران،کاکوچو ، هیموری

هیموری از پشت بیسیم با ریندو : بریم ؟

ریندو : اوکیه برید


که اعضا با کله میریزن داخل






و همچنان زیکایی که داره راجبه جزئیات ماموریت به مایکی توضیح میده


اعضا آب دهانشان را قورت میدهند

..................................................................
سلام
آقا شهری که زیکا و ریو و کیو هم زندگی میکردن هم پیشنهاد بدید ( اصالتا تبریزی ان ولی شهری که زندگی میکردن فرق میکنه )

شرایط :
گرم باشه
مشهد نباشه
تهران نباشه
فرودگاه نداشته باشه
جنوب نباشه
شمال نباشه
اصفهان نباشه

همین دیگه
خداحافظ 👋👋👋👋👋👋👋👋
دیدگاه ها (۲)

اسم کاراکترا: زیکا :آتنا ‌( قطعی نیست شاید عوض شه )کیو : کیم...

| از تو تا ابدیت | فصل اول ~پیش به سوی ایران ~چپتر اول

بالاخرهزارتی گدی از کیوکیبیوی کیریش نام کامل : کیوکاکیوفامیل...

مدرسه ی ایمیتسومانو کیوکی ( اون کیوعه تو چپتر قبلی کیوکی نصف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط