اهل امروزم و با حادثه ای پیر شدم

اهل امروزم و با حادثه ای پیر شدم
و به زیبایی چشمان تو درگیر شدم

گاهی از باور یک حسّ تَرِ بارانی
می نویسم به قُلِ عشق تو زنجیر شدم

سَرَکی قلب مرا میزنی و می فهمی
دوستت دارم و از دست خودم سیر شدم

تازه گی شعر پُر از نم نم باران گفتم
کمَکی عاشقم ای دوست،کمی شیر شدم

ول کُنِ بازی شعر و دُم این قافیه ها
نیستم من به تبِ چشم تو درگیر شدم
دیدگاه ها (۶)

شده در حنجره ات بغض گلو گیر شود؟به تلاطم برسی، حسِ تو   تحقی...

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

عاشقانه های شبنم

متن آهنگ علی سورنا صاعقهتو ذهنم لحظه لحظه صائقه استیه دنیای ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۴ *آوا*تا دیدم اون دختره دیوونه ت...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم 1۴

🫧~"عشق عجیب ما "~🫧p:: ۱ ــ+ اهه چرا این اپلیکیشن اینجوریه!( ...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

اهل امروزم و با حادثه ای پیر شدمو به زیبایی چشمان تو درگیر ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط