{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک اتاق و لقمه‌ای نان و کمی آغوش او...

یک اتاق و لقمه‌ای نان و کمی آغوش او...
من چه می‌خواهم مگر از این مکعب بیشتر؟!😓
دیدگاه ها (۱)

هرکه هستم، هرچه هستم، باسواد و بی سواد ... نوکر حلقه به گو...

فرصت با تو بودنم چون ابر... لحظه لحظه می‌شود سپری... غرق آر...

بهترین نسخه ی هر غصه و هر دردی تو... جامعه خواندی و ما ر...

هرکس که با نام علی خوش گشته حالش... شیر حلال مادرش باشد حلا...

تو را می‌خواهم ای آغوشِ جان‌بخش#فروغ فرخزاد

‌ کمی مرا به "بودنت" دعوت کن به جرعه ای از لبخندت و تکه ای ا...

#حکایت_قدیمی روزی، مردی به مهمانی «سلیمان دارایی» رفت. سلیما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط