{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .

عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد

بالاترین نــقطه ی زمین، شــانه های پـدر بــود …

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .

تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.

تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود…!

حسین_پناهی
🌷 🌷 🌷
دیدگاه ها (۴)

️گلی از شاخه اگر میچینیم برگ برگش نڪنیم و به بادش ندهیملااقل...

هر خانه، هر قلب،هر احساس،هر لحظه از شادی بدون تو ناقص است،ف...

نمیخواهــــم "بـرگ" درختــــت باشمکه هر پایــــیز . . ازت جد...

:دلم به حال پسرک سوختوقتی گفتم کفش هایم را خوب واکس بزنخندید...

می‌خواهم برگردم به روزهای کودکیآن زمان ها که؛ پدر تنها قهرما...

آوا که تا آن لحظه سعی کرده بود برای جونگکوک محکم بماند، بالا...

آوا با وحشت به قامت لرزان جونگکوک نگاه کرد که بالای آن پیکر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط