{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصه ے عشق ما؛

قصه ے عشق ما؛
درپاییز نوشته شد؛
ونسیمے؛
پایان قصه راباخود برد؛
دیگرنه توبرمےگردے؛
نه من فراموشتــ مےکنمــ..
انگاراین قصه راپایانےنیستــ.. .
دیدگاه ها (۱۹)

اےکاش من کودک بودمــ؛توعروسک پشت شیشه؛باچندقطره اشک تومال من...

براےشناخت آدمهانبایدعجله کرد؛چون بلاخره یه جاخودشون یادشون م...

اما من وتو؛ از دورےهم مےپوسیمــغمم ازوحشتــ پوسیدن نیستــ؛غم...

غریب تراز زنےکه اشکــ مےریزد؛مردیستــ که هنوز؛نمےداندچگونه ا...

داستان جدید:

سلااااااااممممم امروز معرفی کتاب دختری که ماه را نوشید رو دا...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط