وقتی مادرم درگذشت ،دریافتم که عشق به اودیگر خاطره شد وقتی
وقتی مادرم درگذشت ،دریافتم که عشق به اودیگر خاطره شد وقتی مادرم پرکشید فهمیدم چرا در کودکی بازی کلاغ پر را یادم میداد وقتی روی تختش تکان نخورد وچهره ی زرد مهربانش دیگر لبخند نزد فهمیدم که قلبم از جا کنده شد!!!مادرم هنوز ساعت ده صبح بی اراده به منزل زنگ میزنم ،هنوز به گلدان مورد علاقه ات اب میدهم ،هنوز در سجاده ای که باعشق گلدوزی کرده ای به درگاه خدایی که تو را سلطان قلبم ساخت سجده میزنم واز او میخواهم تا ترا مهمان دل دریایی ات کند مادر...چقدر دلتنگ توام
- ۱.۰k
- ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط