دلت که بگیرد
دلت که بگیرد
همه چیز دهن کجی میکند به احساست
دلت که بگیر صندلی خالی کنارت در سینما
جای خالی انگشتانی روی بازوانت وقت قدم زدن در پارک
میزهای دو نفره کافه ها فریاد میزنند که باید یکی باشد
یکی که بودنش همه نبودن ها را تار کند
لبخندهایش بشود دلگرمی قلبت
یکی که بشود با خیال راحت در کنارش چایت را بنوشی و بی خیال جنگ های دنیا فقط آرامش را ورق بزنی
یکی که بشود ساعت ها بی خیال گذشت بی وقفه زمان در سیاهی چشمانش غرق شد
دلت که بگیرد جای خالی اش میشود خاری در تارو پود احساست
دلت که بگیرد میفهمی که زندگی با منطق فقط شبیه جام پر از زهر است...
یه دلنوشته ....
همه چیز دهن کجی میکند به احساست
دلت که بگیر صندلی خالی کنارت در سینما
جای خالی انگشتانی روی بازوانت وقت قدم زدن در پارک
میزهای دو نفره کافه ها فریاد میزنند که باید یکی باشد
یکی که بودنش همه نبودن ها را تار کند
لبخندهایش بشود دلگرمی قلبت
یکی که بشود با خیال راحت در کنارش چایت را بنوشی و بی خیال جنگ های دنیا فقط آرامش را ورق بزنی
یکی که بشود ساعت ها بی خیال گذشت بی وقفه زمان در سیاهی چشمانش غرق شد
دلت که بگیرد جای خالی اش میشود خاری در تارو پود احساست
دلت که بگیرد میفهمی که زندگی با منطق فقط شبیه جام پر از زهر است...
یه دلنوشته ....
- ۳.۱k
- ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط