{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خداوندادلم تنگ حسین است.....

خداوندادلم تنگ حسین است.....
دلم خاک کف پای حسین است....

خدایاکاش شهرم کربلا بود....
سرم هم مبتلابرنیزه هابود....

چنان مستم نماازجام مولا....
که جان بیرون روداز عشق مولا....

حسین ابن علی شمع وجوداست...
که فارغ ازهمه بودونبود است....

خدایاتاروپودم کربلاییست...
که آسایش دراین ملک بلانیست...

منم پروانه مولاگشته شمعم...
مکن تفریق .براوگشته جمعم...

طریق عشقبازی رازدارد...
بنازم دلبرم رانازدارد....

کشم نازت به جانم حضرت عشق....
فدای تارمویت حضرت عشق....

خداوندابهشتم کربلا کن...
وجودم رابه اقامبتلا کن...
دیدگاه ها (۱)

اشک چشم ما همه از اشک چشم خیس اوستبارش باران دیده از سحاب زی...

سوت قطار، غسل زیارت، دم اذانچشمی که باز خیره شده سوی آسمانیا...

نام زوار کربلا در لیست... نام من در میان آنها نیست...من مگر ...

هَرچه دارَم هَمه از عِطر لبِ مادَرم استعوضِ قصّه به بالای سَ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط