در این #شبهای سرد پاییزی

در این #شبهای سرد پاییزی
تمام شعرهایم را به #پایت در آتش میریزم
مبادا یک #لحظه هم بلرزی
#خیالت تخت و راحت‌
تاصبح برایت #غزل میسوزانم
فقط کمی بیشتر پیش #من بمان
دیدگاه ها (۱)

پارت ۵۵خورشیدِ صبحگاهی به آرومی از پرده‌هایِ سنگینِ اتاقِ طب...

تالار در سکوت فرو رفته بود.سوکونا روی تخت سنگی نشسته بود و ب...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.6 (روایت از زبان ا...

چند پارتی (درخواستی)

dark life =22

چند پارتی(درخواستی)

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۱ پارتنیمه‌شب بود و هنوز...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴³. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا چند ثانیه فقط...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۶: گفت‌وگوی پادشاه با خانواده‌ی سوآپادشاه...

سناریو جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط