{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جان به فدای خم ابروی دوست

جان به فدای خم ابروی دوست

بود و نبودم همه از بود اوست

عشق که در نقطه ی پرگار اوست

کمتر از آنم که کنم وصف دوست

آنکه به یک مو همه را نقش بست

روز و شب از طره ی او گفتگوست

قطره ی اشگی که ز چشمش چکید

مستی عالم همه از آن سبوست

چون که مرا نیست ز خود آبرو

چشم تر دوست مرا آبروست

چهره چو در جام نهان کرده وی

بوسه از آن می به لبم آرزوست

در عجبم او به تماشای کیست ؟

آینه را آینه در جستجوست
دیدگاه ها (۶)

جان   به  فدای   خم  ابروی    دوستبود و   نبودم   همه   از  ...

این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوستاگر ای دوست تو را عقد...

آن دل‌آرام که دل آینه‌دار رخ اوستدوستش دارم و داند که ورا دا...

ای بجهان نهان چو جان روشنی جهان توئیاز همه دیدها نهان در همه...

#دل‌نوشته(۳۷)بگذار سر بــه سینه ی من در سکوت ، دوستگاهی همین...

شهر عاشور حاير شرد اسميكشهر حسين لو شهر السبايهاسميك الحزن؟...

یک عشقِ بی‌ملاحظه چون تیغِ بر گلوستفریاد اگر نمی‌کشم از ترس ...

ای دل چه نویسم که بخوانی قلم از دوستای عشق تو دانی دل و جانم...

دل نوشته (۳)هر کسی شعر مرا خواند تو را لعنت کرد ...!🌷🌷🌷یک عش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط