{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر چه در خود، فُرو رفتم و ماندم کافی ست

هر چه در خود، فُرو رفتم و ماندم کافی ست
خواهم شِکست روزی، حِصارهای زندان را
دیدگاه ها (۱)

دلم چو رنگ زليخا شکسته در خلوتغمم چو تهمت يوسف، دويده در باز...

#خاص

گفتم دری ز خلق ببندم به روی خویش،دردی‌ست در دلم که ز دیوار ب...

گاهی ...روحم میخواهد برود یک گوشه بنشیندپشتش را کند به دنیا ...

نمی‌خواهـم کسی عاشقم باشد؛ همین که از تاریک‌ترین قسمت‌های وج...

داشتم از این شهر می رفتمصدایم کردیجا ماندماز کشتی ای که رفت ...

این شکست مرا به زانو نشاندبه سجده کشانددر برابر رنجی که دست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط