و چون ذکر عطش حسین ع و خیام بیاد امد اب ب روی ...

و چون #ذکر #عطش #حسین ع و #خیام بیاد امد اب ب روی اب ریخت / #افسوس که من #گناه کردم بر آب روان #نگاه کردم _‏ هر چند که آب را نخوردم کف در خنکای #آب بردم‏_ این دست ز تن بریده بادا از حدقه برون دو دیده بادا _ کفاره‏ی #لمس آب، این است خوش باد که #عاشقی چنین است
دیدگاه ها (۲)

#این #چادر تا که برسد به #دست تو؛هم از #کوچه های #مدینه گذشت...

#تابستان که می‌رود،حس می‌کنم #ثواب #پوشیدنش کم تر می‌شود... ...

تو #آدم...من به قابیل ات حسادت می کنم اصلابه آن #دیوانه در ا...

.در تدارک افطار .#افطار#رزمنده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط