و چون #ذکر #عطش #حسین ع و #خیام بیاد امد اب ب روی اب ریخ

و چون #ذکر #عطش #حسین ع و #خیام بیاد امد اب ب روی اب ریخت / #افسوس که من #گناه کردم بر آب روان #نگاه کردم _‏ هر چند که آب را نخوردم کف در خنکای #آب بردم‏_ این دست ز تن بریده بادا از حدقه برون دو دیده بادا _ کفاره‏ی #لمس آب، این است خوش باد که #عاشقی چنین است
دیدگاه ها (۲)

Custom bride part : 9

پارت ۳۲

نمیبخشمت p.23

ای مشک، تو لااقل وفاداری کنمن دست ندارم، تو مرا یاری کن‏ من ...

ای مشک، تو لااقل وفاداری کنمن دست ندارم، تو مرا یاری کن‏ من ...

ای مشک، تو لااقل وفاداری کنمن دست ندارم، تو مرا یاری کن‏ من ...

#قمر_بنی_هاشم_علیه_السلام

سقای دشت کربلا ابالفضلدستش شده از تن جدا ابالفضلمن قوتی دیگر...

امروز تو شهر ما روز حضرت ابوالفضل علیه السلام هست. . . سقای ...

دریا سرود گم‌شده‌ای ریختدر گوش صخره‌های خزه بستهاهریمن پلید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط