{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رو پشت بومِ یه ساختمونِ بیست طبقه بود

رو پشت بومِ یه ساختمونِ بیست طبقه بود
زیر لب گفت
"فقط یه قدمِ دیگه بردار تا رها بشی
دیدگاه ها (۲)

دلم یه بغل خواست ازونایی که بوی عطر تلخش تو هوای بارونی نفست...

گلوم درد میکنهنمیدونمجنس سیگارش خوب نیستیا خاطرات بدجوری میس...

سفری که هزار کیلومتر طولشه، با یه قدم شروع میشه.اولین قدم رو...

افسانه

هميشه كه نميشه چيزى خواست،يه بارم خوشحال باشيم به خاطر چيزاي...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط