{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#ترد شده من

#ترد شده من
پـــــــارتـــــــــــــــــ ۱۱
جیمین :رییس چرا اونجا من را دوست پسرتون معرفی کردین (نگران)
جین:خواستم ولت کنه ببخشید .
جیمین :مشکلی نیست ولی الان باید یه دروغ درست کنیم و بگیم که کات کردیم .
جین:چرا
جیمین :چون مادر خواندم پدرم را تحریک می‌کنه که داخل تولدش ما هم دعوت کنه.
جین: وایسا مگه تردت نکرده پس چرا دعوتت کنه؟
جیمین:چدن کسی نباید بدونه که ترد شدم .
جین:پس نیاز نیست که دروغ بگیم .
جیمین:چرا
جین:من نقش جفت آلفات را بازی می‌کنم و تو هم باید کاری کنی که سوآ ازم دور بمونه ، یعنی باید نقش دوست پسر امگای من را اجرا کنی .
جیمین:رییس اما این ایده خوبی نیست.
جین: هست نگران چیزی نباش الان هم میریم خونه من .
جیمین :نیاز نیست .
جین:هست چون تو الان دوست پسر منی .
جیمین دیگه چیزی نگفت و از پنچره به بیرون خیره بود که با یک عمارت بزرگ و کلی بادیگارد دم درش مواجه شد .
جین:این عمارت فرعی هست پس کوچیکه .
جیمین:شما به این میگین کوچیک ؟(تعجب)
جین :نسبت به عمارت اصلی آره (نویسنده :تنها جایی که از نسبت استفاده کردم داخل زندگیم اینجا بوده.)
و دست جیمین دا میگیره و به سمت در می‌ره که جیسون سریع جلوش را میگیره .
(جیسون بادیگارده هست)
جیسون:رییس پدر و مادرتون اینجا هستند .
جین :چی (شوکه)
جیسون:برای جریان سوآ.
جیمین: من همین بیرون میــ..
حرفش با صدای زمزمه جین قطع شد.
جین :الان وقتشه نقش دوست پسرم را بازی کنی.(زمزمه )
جیمین:اما لباسام خوب نیست .
جین: جیسون ببرش و بهترین لباس را تنش کن و سریع برگرد من همینجا میمونم .
جیسون:چشم
حمایتــــــــــــ^ ممنونــــــــــ~ قشنگمــــــــــــــــ`°
‌(⁠◍⁠•⁠ᴗ⁠•⁠◍⁠)⁠❤‌
دیدگاه ها (۰)

ببینید چی پیدا کردم عضای بی تی اس در ده هشتاد🥺😄🤣

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

#ترد شده من پــارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط