{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقی کن که هنر نیست به تن بالیدن

عاشقی کن که هنر نیست به تن بالیدن
از هر آغوش به آغوش دگر غلطیدن ...

لب نهادن به لب هر کس و ناکس هر شب
روزها هم به هوس بازی خود خندیدن ...

هنر این است که در این شهر پر از دلبرکان
قلب خود را به یکی عرضه نمودن ، دیدن

یکنفر یافتن و دل ز یکی دزدیدن ...
صاف بودن و در آغوش یکی خوابیدن ...

معنی عشق اگر میطلبی جز این نیست ؛
دل یکی هست و به یک نازدلی بخشیدن .

جای بوسیدن لبهای هزاران شیرین
لب شیرین یکی را همه شب بوسیدن ...
دیدگاه ها (۵)

در خلوت خــــــاموش من ، یاد تو نجوا می کنددر ظلمت سرد شبم ،...

کَس نیست در این گوشه فراموش تر از من وز گوشه نشینــانِ تو خا...

امشب دلم خیلی خیلی هوای گریه داشت . با تلنگر قطره های باران ...

✍خــــــــدایاچقـــــــدر ڪم طاقت شده ایم...چقـــــــدر زود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط