{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

يكي بود يكي نبود را رها كن

يكي بود يكي نبود را رها كن
اين بار ميخواهم از كلاغ آخر قصه شروع كنم
شايد به خانه اش برسد...!
دیدگاه ها (۳)

بیچاره پاییـــــز... دستش نمک ندارد... نامش باتاراج وخــــزا...

درسفـــــر بـــــودم سفـــــری دررویـــــا برکه ای دیـــــ...

در ميان هر سيب دانه محدودي است در دل هردانه،سيبها نامحدود چ...

من دلــــم ميخواهد خــانه اي داشتــــه باشم پر دوســـت كنــ...

☆از آخر شروع کن کیوت!☆☆برای تو!☆

يک كلاغ چهل كلاغ كه ميگن همينه :)میگن ولش کن ولش کن ولش کن😂ب...

هر روز شروع قصہ ایستقصہ امروزتانسرشار از عشق و محبت🌸قصہ زندگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط