{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم ،

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم ،

پرم از حس دلگیری که نامش را نمی دانم

تو اقیانوس سرشار از تلاتم های آرامی ،

من آن اشکی که دایم رو به تغیانم ،

بزن نی باز غوغا کن دف شور بر پا کن ،

به هر سوزی بگریانم به هر سازی برقصانم ،

ببین آیینه وار از حس تصویر تو لبریزم ،

تو آرامی من آرامم پریشانی پریشانم

اگر شعری نوشتم رو نویسی از نگاهت بود ،

که این دیوانگی ها را من از چشم تو

میخوانم ...♡♡
دیدگاه ها (۷)

خیام، اگر ز باده مستی، خوش باش؛ با لاله رخی اگر نشستی، خوش ب...

حیفم آمد که صبح را ، با نفس خوب خدا ها نکنم! بیت بی معنی...

یا جواد الایمه .....آقا نظری کن بر ما ...

♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡♥♡

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط