{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد... ندا آمد بر در خا

کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد... ندا آمد بر در خانه ام بیا ، آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم...
وقتی بر در خانه اش رسیدم هر چه گشتم در بسته ای ندیدم !...
هر چه بود باز بود...
گفتم : خدایا بر کدامین در بکوبم؟!...
ندا آمد : این را گفتم که بیایی وگرنه من هیچوقت درهای رحمتم را به روی تو نبسته بودم ... کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک ... ... ... وقتی خدارا دارم بی نیاز از هرکسی هستم .
دیدگاه ها (۵)

عشقولیا:-))

شما رو نمیدونم ولی من که خیییلی دوسش دارم:-*:-)

نازه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط