{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاید هنوز هم

شاید هنوز هم
در پشت چشم‌های له‌شده، در عمق انجماد
یک چیز نیم‌زنده‌ی مغشوش
بر جای مانده بود
که در تلاش بی‌رمقش می‌خواست
باور کند صداقتِ آواز آب را
شاید
شاید ولی چه خالی بی‌پایانی
خورشید مرده بود...
دیدگاه ها (۲)

سخڹ عاشقانه گفتڹ دلیڸ عشق نیست❤ ️عاشق ڪم است، سخن عاشقانه فر...

‏الان دقیقا دلم یه همچین حس و حالی میخواد😍 🔥

یه زمانی ولیعصر خودمون از مسکو هم قشنگ تر بود :):purple_hear...

آدمها به همان خونسردی که آمده اندچمدانشان را می بندندو ناپدی...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

زنانِ خاورمیانه از هرچه خالی باشند، از سه‌چیز غنی‌اند؛چشم‌ها...

*ققنوس ایرانی برخاسته*تصویری زیبا و شگفت انگیز شبیه به نقشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط