شاید هنوز هم
شاید هنوز هم
در پشت چشمهای لهشده، در عمق انجماد
یک چیز نیمزندهی مغشوش
بر جای مانده بود
که در تلاش بیرمقش میخواست
باور کند صداقتِ آواز آب را
شاید
شاید ولی چه خالی بیپایانی
خورشید مرده بود...
در پشت چشمهای لهشده، در عمق انجماد
یک چیز نیمزندهی مغشوش
بر جای مانده بود
که در تلاش بیرمقش میخواست
باور کند صداقتِ آواز آب را
شاید
شاید ولی چه خالی بیپایانی
خورشید مرده بود...
- ۱۵۹
- ۰۸ بهمن ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط