شايد روزي ديگر تمام ناجوانمرديهايت را درقطره قطره هاي اشك
شايد روزي ديگر تمام ناجوانمرديهايت را درقطره قطره هاي اشكم به دست فراموشي بسپارم
نميدانم شايد روزي ديگر ازتو ازيادت ازتمام خاطراتت همچون بادي رها ، آزاد شوم
اما اين را ميدانم ازتمام آنهايي كه ظلم هايت را نامرديهايت را ديدند
تنهاييم را حس كردند
وهرروز درچشمانم خيره حكم زندانم را تاييد ميكنند نخواهم گذشت
روزي بي هيچ احساسي ازتك تكشان خواهم پرسيد چگونه به تمام ظلمهايي كه به چشم ديديد مهر نبودن زديد و به كدامين گناه حكمم را صادركرديد!!
نميدانم شايد روزي ديگر ازتو ازيادت ازتمام خاطراتت همچون بادي رها ، آزاد شوم
اما اين را ميدانم ازتمام آنهايي كه ظلم هايت را نامرديهايت را ديدند
تنهاييم را حس كردند
وهرروز درچشمانم خيره حكم زندانم را تاييد ميكنند نخواهم گذشت
روزي بي هيچ احساسي ازتك تكشان خواهم پرسيد چگونه به تمام ظلمهايي كه به چشم ديديد مهر نبودن زديد و به كدامين گناه حكمم را صادركرديد!!
- ۳۳۷
- ۱۸ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط