{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی سوکونا

چند پارتی سوکونا
ار نظر راوی :امشب قرار بود با سوکونا بری بار
سوکونا:ا/ت عزیزم زود باش دیرمون میشه ها
ا/ت: باشه عزیزم تموم شد
سوکونا:وقتی دیدمش برای بار دوم عاشقش شدم( تو دلش گفت)
ا/ت : اومدم، عزیزم، اهای، سوکونااااااااا
سوکونا:ها، ها، ها، چیشد اومدی
ا/ت: بیا بریم دیگه مگه نگفتی دیر شد
سوکونا:ها اره بریم زود باش
*رفتن تو ماشین تو راه بار*
ا/ت ویو:
وقتی نشستیم تو ماشین تو راه هیچ حرفی نزدیم ولی بعد مدت کوتاهی دست سوکونا رو روی اون لختم حس کردم که داشت میمالوندمش بعد همینطور اومد بالا که دستش رو گرفتم
سوکونا ویو:
لامصب عجب چیزیه( تسبیه من کو 📿🧿) داش دیونم میکرد اون رون های سفیدش دستمو گذاشتم روشون و بالا میوردم که دستمو گرفت تا به پو*ستینش نرسه اول عصبی شدم ولی به روی خودم نیوردم که گفت نرسیدیم منم کاملا هواسم پرت شده بود که دیدم رسیدیم دم گوشش گفتم بیبی بعد مهمونی قراره تا یه هفته راه نری ( بم و ددی طور)
سوکونا:ا/ت یادت باشه پیش خودم بمونی
ا/ت:باشه سوکونا
سوکونا:چی گفتی سوکونا؟
ا/ت:ببخشید ددی باشه از پیشت جم نمیخورم
سوکونا:افرین گود گرل
خوب این یکی رو
لایک:10
کامنت:10
اینو برای یه اونی گذاشتم حالا شما هم به شرط عمل کنید
با تشکر نونا😜✨
دیدگاه ها (۳)

فک کردین پارت بعدی رو گذاشتم نخیر اومدم بگم 50 تایی شدنمون م...

افرین خوب کاری کردی زات واقعیت رو نشون دادی

تنها راه رام کردن خواهر و یا برادر کوچک

پارت. 29

پارت. 33

پارت. 30

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط