{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه حس مبهم!!!:

یه حس مبهم!!!:
آدما به همون اندازه که قد می‌کشن، حسرتای زندگیشونم بزرگتر می‌شه...
آرزوهاشونم کوچکتر.
انقدر که یادشون می‌ره از زندگی چی می‌خواستن.
یه روز به خودشون میان و می‌بینن،
فقط صبر کردن... صبر.
تو باور نمی‌کنی که دوست داشتنت،
چقدر من رو صبورتر کرد.
من هنوزم، تنها پیاده‌روی می‌کنم.
هنوزم با خودم حرف می‌زنم.
هنوزم چاییم رو تلخ می‌خورم
و بعد از ظهرا، از پنجره‌ی اتاقم،
به آدمایی که شبیه تو نیستن، خیره می‌شم.
به تو فکر می‌کنم، به تو..
و اینکه چقدر به دیدن آدمی شبیهت،
حتی از دور، قانعم.
حقیقت اینه که زندگی کردن،
از نبودنت سخت‌تر نیست.
دیدگاه ها (۲)

ندیـــدنت ســــخت اســــتامـــا همیـــــن که میــــدانم ...ه...

نَفَسم بگو کجایی که ستاره ی سهیلی؟!دو سه خط گلایه دارم، که ب...

🍂 ﷽🍂 افتاب زیباییش رابه چشمهای بیدارشادباش میگویدصبح پاییزی...

نیایش شبانه خدایم !!!تو زیباترین " ﺣﻀﻮﺭ " ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻨﯽﻭﻣﻦ ﻋﺠﯿﺐ ...

انتقام خونین پارت۱۴پسر خالش.....پسرخالش آرام و درروزد(ها ها ...

زندگی دوباره

پارت ۳:ملاقات پیش بینی نشده"دیدنش برام مثل رویا بود. رویایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط