{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با تیشه ی خیال تراشیده ام تو را

با تیشه ی خیـــــــال تراشیده ام تو را
در هر بتی که ساخته ام دیده ام تو را
از آسمــان بــه دامنـــــــــم افتاده آفتاب؟
یا چون گل از بهشت خدا چیده ام تو را
هر گل به رنگ و بوی خودش می دمد به باغ
من از تمــــام گلهـــــــا بوییده ام تـــــــــــو را
رویای آشنای شب و روز عمــــر من!
در خوابهای کودکی ام دیده ام تو را
از هــــر نظر تــــــــو عین پسند دل منی
هم دیده، هم ندیده، پسندیده ام تو را
زیباپرستیِ دل من بی دلیل نیست
زیـــرا به این دلیل پرستیده ام تو را
با آنکه جـز سکوت جوابم نمی دهی
در هر سؤال از همه پرسیده ام تو را
از شعر و استعـــاره و تشبیه برتــــری
با هیچکس بجز تو نسنجیده ام تو را
دیدگاه ها (۱)

شبی بهانه ی من شو برای بیدارینگو! دوباره برایم بهانه ای داری...

گاهی برایِ روزهایِ تلخِ بی حوصلگییک لبخندِ حقیقیبویِ خوشِ یک...

ﻫﺮ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻭ ﺧﻮﺑﯽﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﺗﺸﻨﻪ ﺍﻭﺳﺖﻣﺜﻞ ﮔﻞ ، ﺻﺤﺒﺖ ﺩﻭﺳﺖﻣﺜﻞ ﭘﺮﻭ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط