{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به مان گفت « من تند تر می رم، شما پشت سرم بیاین .» تعجب ک

به مان گفت « من تند تر می رم، شما پشت سرم بیاین .» تعجب کرده بودیم. سابقه نداشت بیش تر از صد کیلومتر سرعت بگیرد. غروب نشده ، رسیدیم گیلان غرب. جلوی مسجدی ایستاد. ماهم پشت سرش. نماز که خواندیم سریع آمدیم بیرون داشتیم تند تند پوتین هامان را می بستیم که زود راه بیفتیم . گفت « کجا با این عجله ؟ می خواستیم به نماز جماعت برسیم که رسیدیم.»
دیدگاه ها (۲)

اللهم عجل لولیک الفرج.

...

به مان گفت « من تند تر می رم، شما پشت سرم بیاین .» تعجب کرده...

شهید مهدی باکری.برای شادی روحشون صلوات. اللهم صل علی محمد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط