زمانی در تنهایی خود گم میشوی، در میان مترسکهایی که فهمشان
زمانی در تنهایی خود گم میشوی، در میان مترسکهایی که فهمشان تورا خشکیده است. یا در سرریز محبت خود به همین مترسکها،غرق شدنت را میبینی و درآخر درو میکنی نفهمی هایشان را...زمانش فرا میرسد که پا از سنّت فرا میگذاری و معاشرت میکنی با رزونانس سن و سالها...ده سال بزرگتر،پانزده سال کوچکتر.به دنبال گمشده هایت میگردی و شاید از سالخورده اش نصیحت و شاید از سالنخورده اش خنده و شادیهای کودکی را....نمیدانم شاید...
Ahmet Abi
Ahmet Abi
- ۴۰۹
- ۲۷ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط