{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکپارتی جونگکوک درخواستی

تکپارتی جونگکوک درخواستی
وقتی مافیا و باهم دعوا میکنیم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
جونگکوک: ا/ت چندبار بگم تو کارای من دخالت نکن
ا.ت: مگه چه غلطی میکنی؟ با دخترا میگردی ن-
با سیلی که به صورتم خورد حرفمو قورت دادم
جونگکوک: گمشو تو اتاق
ا.ت: چی؟
جونگکوک: گفتم گمشو تو اتاق، سریعع
سریع رفتم تو اتاق و درو قفل کردم
جونگکوک پشت سرم رفت بیرون
نشستم گریه کردم و جوری که نفهمیدم به اغوش خواب رفتم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بلند شدم دیدم سرم روی پاهای جونگکوکه و داره موهامو نوازش میکنه
سرمو بلند کردم
بهم لبخند زد
ا.ت: برو بیرون
جونگکوک: ا.ت
ا.ت: برو بیرووننن
و جونگکوک رفت بیرون
نگاهی به شیشه انداختم
هوا تاریک بود
جیغ زدم: جئون من تو اتاق میخوابم توهم هر غلطی میخوای بکن
صدای خنده هاشو از پشت در میشنیدم
ا.ت: کوک نخندد
جونگکوک: چشم پرنسس
پروو هنوز صدای خنده هاش میومد
ا.ت: عوضی، من پرنسس نیستم، باشمم مال تو نیستم
صدای خنده هاش بلند شد
ولی ایدفعه به مسخرگی نمیخندید
عصبی میخندید
جونگکوک: پرنس میتونی تکرار کنی چی گفتی
اخه نشنیدم
صدای قدماش میومد رفت روی تخت
منو میکشه
گوشیمو برداشتمو روی تخت نشستم
بی تفاوت بازش کردم
در باز شد
بدون اینکه بهش نگاه کنم
داد زدم: چیه
جونگکوک: اومدم یه چیزی که مال منه رو ببرم
ا.ت: باشه فقط
زود باش
اومد سمتم و منو انداخت رو شونش
داشتم تقلا میکردم
ولی اصلا هواسش بهم نبود
تکونی خوردم که با فرود اومدن دستش روی باسنم خفه شدم
بردم به سمت اتاق مهمون و...
𝗘𝗡𝗗
دیدگاه ها (۹)

تولدت مبارک جیییی💋✨✨✨✨

تروخدا درخواستی بدینن😭

Part 13کوک: ا،ت گفتم پس کنا،ت: یعنی چی بس کن رفیق من مرده او...

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط