{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرد اگر بودم ..!!

مرد اگر بودم ..!!
نبودنــت را غروب های زمستان، در قهوه خانه ی دوری ،سیگار می کشیدم .
نبودنــت دود می شد و می نشست روی بخار شیشه های
قهوه خانه ....
بعد تکیه می دادم به صندلی چشمهایم را می بستم و انگشتانم را دور استکان کمر باریک چای داغ حلقه می کردم تا بیشتر از یادم بروی!!
نامرد اگر بودم ...!!
نبودنـــت را تا حالا باید فراموش کرده باشم .
مرد نیستم اما ...نامرد هم نیستم !

زنم ...و نبودنـت پیراهنم شده است . . .
دیدگاه ها (۴)

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش اول_ناز کُنی، نَظر کُنی، ...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

پارت اول ❤️کلاسِ عصر تازه تمام شده بود و راهروهای خوابگاه یو...

تکاپو پارت ۹۱:چای سبز؟ 🍵🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍نور طلایی صبح، آرام از میا...

ادامه پارت ۱۶

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت 12ویو کوکبارون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط