{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی دانم چرا وقتی،

نمی دانم چرا وقتی،
دلم درگیر یاد توست،
هوا دلگیر و بارانیست...
صدای رعد هم جاریست...
نه رویایی ، نه کابوسی ،
هر آنچه هست بیداریست...
نمکدان می شود ابر و...
نمکها روی زخم دل ...
و این آغاز یک موضوع تکراریست...!
هنرها دارد این باران،
از آن لحظه که می بارد،
تبم در گریه می سوزد...
تحمل کینه می توزد...
و تن هم طبق معمول همیشه
پیله ی افسوس می دوزد...
دلم دلتنگ یاد توست...
دیدگاه ها (۳)

:-\

.من گنهکارمآری ..جرم من هم عاشقی ست !آری اما ..آنکه آدم هست ...

قسمت نبود بمونی واسه دلم بخونی کاش باورم نمیشد که عاشقم بمون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط