{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من ایستاده ام

من ایستاده ام
ایستاده و
ساکن جزیره تنهایی خویشم
و مبهوت برهوتی بی بارو بر
که در من وسعت می یابد
وشمارش معکوس که پرتابم می کند
از لاهوتم به ناسوتم
من ایستاده ام
دستانم که آونگ زمان است
و ذهنم که بر خلاف عقربه های ساعت می چرخند
و نیستی که در درونم شروع میشود
و تصاویر تو که در امتداد هم
تکرار میشود
عشق می آفرینند و
انزجار
روح می بخشد و
مرگ
و من بر جای مانده خویشم
من ایستاده ام
ایستاده
بر پشت دری که
به آینده باز نمی شود.
دیدگاه ها (۱)

ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﺍﮔﺮ :ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﺎﺩﺭﺳﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮐﺴﯽ ﺑﮑﻨﻢ ...ﺩﻧﯿﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻼﺷﺶ...

من دلم می خواهدخانه ای داشته باشم پر دوستکنج هر دیوارشدوستها...

گفت: دوست می داری حرف بزنگفتم:من ، نمی گویم ها رابیشتر از می...

ﻫﻨﮕﺎﻣﯿﮑﻪ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﺯﻻﻝ ﺑﺎﺷﯽ ،ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﻮﺭﯼ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ ، ﺁﻧﭽﻨﺎ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط