{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندشاتی جین

چندشاتی جین

part 3

ات با ترس سوار ماشین شد..
جین سوار شد و محکم‌درو بست

ماشین رو روشن کرد و با سرعت خیلی زیاده به سمت خونه حرکت کرد

+جین.. میشه یکم آروم بری؟

-خفه..

+جین.. میترسم‌لطفا

جین عصبی شد و خیلی سریع کنار جاده م رو‌نگه داشت

- میترسی؟ پیاده شو.. برو سوار ماشین اونی شو که داخل کنسرت براشون‌شیک‌میزدی و اون لباسو پوشیده بودی..

+جین.. چته تو؟؟... اون فقط یه کنسرت بود.. خودت میدونی دلم‌نمیخواست اون لباس رو بپوشم..

-رو‌پیشونی من نوشته خر؟

+جین.. واقعا شورشو در آوردی.. من‌خودم‌نمیخواستم‌بپوشم

-پس واسه چی پوشیدی(داد زد)

+هق.. مجبورم کردن.. خودت میدونی کمپانی حتی اجازه نمیده بدون اجازه اونا کاری کنیم..

-خفه شو.. برای چی شیک زدی؟

+اینم‌من‌نخواستم.. او کنسرتی بود که داخلش شیک زدم

-خفه شو تا خودم خفت نکردم

ات بغض کرد..

جین کمی اروم‌شد و بعد به جاده ادامه داد..
همچنان با سرعت زیاد میرفت..

ات که ترسیده بود ، دستگیره در رو سفت‌گرفته بود و سعی می‌کرد اشک های مزاحمش رو کنترل کنه...

-ات صداتو نشنوم..

+هق.....

-میگم خفه..

+جین.. هق..حق نداری باهام‌اینطوری حرف بزنی..

-تو حق داری لباس باز بپوشی، شیک بزنی و خودتو نشون بدی؟(عصبی و داد)
دیدگاه ها (۸)

چندشاتی جینpart 4+جین‌.. هق.. چندبار‌بگم من خودم‌انتخاب نکرد...

چندشاتی جونگکوکpart 2- شاید با یه کار‌دیگه بتونی‌حبران‌کنی.....

چندشاتی جینpart 1مثل هر روز..لباسی که بهش داده بودن‌رو پوشید...

چندشاتی جونگکوکpart 4+کوک.. هق.. خیلی بدی.. -خفه شو .. میدون...

سناریو درخواستی

{ماه خونی}

مافیای خشن من پارت اخر....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط