تو مال منی...p4
"𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓻𝓮 𝓶𝓲𝓷𝓮"
بعد کمی درس دادن گفت: خب خودتونم الان درس رو مطالعه کنید ، تهیونگ تو ام الان همین درسی که دادم رو بخون تو خونه بقیه درسایی که نبودی رو بخون
تهیونگ: بله آقای جئون
همه توی سکوت شروع کردن درس خوندن
جونگ کوک تو کلاس قدم می زد و تو حال خودش بود
چشمش خورد به تهیونگ که با دقت داشت روی کاغذ طراحی می کرد
(اسلاید دوم طرح تهیونگه، فقط اون موجود طوسیه بقیش نیست)
تهیونگ انقدر غرق کارش بود که متوجه حضورش نشد
جونگ کوک به طراحی تهیونگ که یه شخصیت کارتونی بامزه بود نگاه کرد
لبخند کمرنگی روی لبش اومد و نگاهی به چهره ی تهیونگ کرد
جیمین:هی تهیونگ...(آروم)
تهیونگ به جیمین نگاه کرد و گفت:بله؟
جیمین به پشت اشاره کرد تهیونگ برگشت و جونگ کوک رو دید و یکم ترسید
تهیونگ:م...من...
کوک: چیکار می کنی؟ چرا درستو نمی خونی؟
(یکم ملایم ولی جدی)
تهیونگ:من...وقتی گوش دادم فهمیدم
کوک: عه واقعا؟! (یکی از ابرو هاش بالاس)
تهیونگ: بله...
کوک به چشم تهیونگ نگاه کرد و گفت:
پس میشه بیای و برای بچه ها توضیح بدی
همه ی بچه های کلاس نگاهشون می کردن تهیونگ با چشمای جذابش یکم به چشم جونگ کوک نگاه کرد و بعد بلند شد و گفت: حتما...
و با اعتماد به نفس سمت تخته رفت
#تهیونگ
#جونگ_کوک
#تهکوک
#BTS
بعد کمی درس دادن گفت: خب خودتونم الان درس رو مطالعه کنید ، تهیونگ تو ام الان همین درسی که دادم رو بخون تو خونه بقیه درسایی که نبودی رو بخون
تهیونگ: بله آقای جئون
همه توی سکوت شروع کردن درس خوندن
جونگ کوک تو کلاس قدم می زد و تو حال خودش بود
چشمش خورد به تهیونگ که با دقت داشت روی کاغذ طراحی می کرد
(اسلاید دوم طرح تهیونگه، فقط اون موجود طوسیه بقیش نیست)
تهیونگ انقدر غرق کارش بود که متوجه حضورش نشد
جونگ کوک به طراحی تهیونگ که یه شخصیت کارتونی بامزه بود نگاه کرد
لبخند کمرنگی روی لبش اومد و نگاهی به چهره ی تهیونگ کرد
جیمین:هی تهیونگ...(آروم)
تهیونگ به جیمین نگاه کرد و گفت:بله؟
جیمین به پشت اشاره کرد تهیونگ برگشت و جونگ کوک رو دید و یکم ترسید
تهیونگ:م...من...
کوک: چیکار می کنی؟ چرا درستو نمی خونی؟
(یکم ملایم ولی جدی)
تهیونگ:من...وقتی گوش دادم فهمیدم
کوک: عه واقعا؟! (یکی از ابرو هاش بالاس)
تهیونگ: بله...
کوک به چشم تهیونگ نگاه کرد و گفت:
پس میشه بیای و برای بچه ها توضیح بدی
همه ی بچه های کلاس نگاهشون می کردن تهیونگ با چشمای جذابش یکم به چشم جونگ کوک نگاه کرد و بعد بلند شد و گفت: حتما...
و با اعتماد به نفس سمت تخته رفت
#تهیونگ
#جونگ_کوک
#تهکوک
#BTS
- ۱.۸k
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط