سلام خوشگلام خوبین قبل از اینکه این پارت رو بخونین دوس
سلام خوشگلام خوبین ؟ قبل از اینکه این پارت رو بخونین دوست دارم حدس هاتون و رو بدونم برام کامنتش کنید 🥹🎀
بار اسلحه 🍻❤️🩹
part: ۳
ویو الا :
درو به شدت محکم بست و شروع کرد به حرف زدن ( حرف که چه عرض کنم داد )
ولی چرا مگه این پسر چه نسبتی با من داره ؟
عرررر نکنه دوسم داشته باشه ؟ ( ارع بشین برات...)
هی بهم میگفت
آقای x : چرا تو باید با یه پسر دیگه برقصی ؟ مگه اون چیکارته ؟
الا : مگه به شما مربوطه ؟
دستشو گذاشت روی لبم و به نشونه ساکت دستشو روی لبم نگه داشت و گفت
آقای x: تو فقط مال خودمی ( اوخداااا )
اینو گفت و یک قدم بهم نزدیک تر شد و یک دستشو پست کمرم گذاشت و منو کشید توی بغلش
اول چشامو آروم بوسید و بعد لبمو و بعد شروع کرد به کیس گرفتن .
( چون الا روش کراشه و دوسش دارع همراهی میکنه )
منم باهاش همراهی کردم، بعد از کم آوردن نفس عقب کشیدم و بهم گفت
امشب و اینجا بمون منم بخاطر روژا قبول نکردم ( اگه یادتون باشه تولد روژا تو بار بود ) و گفتم
الا: نمیخام میخام برم خونم
اون منو برآید بغل کرد و سوار ماشین مدل بالاش کرد نمیدونم چرا ترسیده بودم
ساکت ساکت بودم و به وضوح پوزخند مسخره
اون رو داشتم میدیدم
بهش آدرس رو گفتم و منو رسوند خونه
منم از ماشینش پیاده شدم و .....
پایان ❤️
فحش آزاده 😂🤌🏻
خوشگلا شرط نداریم ولی پارت ۱ و ۲ رو کامنت و لایکا به ۱۰ برسه 🫠
حمایت کنیدددددددددد 🥺🔪
#بی_تی_اس#کوک#جانگ_کوک_ارمیییییی_فیک_رمان_فیک_نویس
#تهیونگ#جیمین#نامجون#جیهوپ#شوگا_جین_کوکی
بار اسلحه 🍻❤️🩹
part: ۳
ویو الا :
درو به شدت محکم بست و شروع کرد به حرف زدن ( حرف که چه عرض کنم داد )
ولی چرا مگه این پسر چه نسبتی با من داره ؟
عرررر نکنه دوسم داشته باشه ؟ ( ارع بشین برات...)
هی بهم میگفت
آقای x : چرا تو باید با یه پسر دیگه برقصی ؟ مگه اون چیکارته ؟
الا : مگه به شما مربوطه ؟
دستشو گذاشت روی لبم و به نشونه ساکت دستشو روی لبم نگه داشت و گفت
آقای x: تو فقط مال خودمی ( اوخداااا )
اینو گفت و یک قدم بهم نزدیک تر شد و یک دستشو پست کمرم گذاشت و منو کشید توی بغلش
اول چشامو آروم بوسید و بعد لبمو و بعد شروع کرد به کیس گرفتن .
( چون الا روش کراشه و دوسش دارع همراهی میکنه )
منم باهاش همراهی کردم، بعد از کم آوردن نفس عقب کشیدم و بهم گفت
امشب و اینجا بمون منم بخاطر روژا قبول نکردم ( اگه یادتون باشه تولد روژا تو بار بود ) و گفتم
الا: نمیخام میخام برم خونم
اون منو برآید بغل کرد و سوار ماشین مدل بالاش کرد نمیدونم چرا ترسیده بودم
ساکت ساکت بودم و به وضوح پوزخند مسخره
اون رو داشتم میدیدم
بهش آدرس رو گفتم و منو رسوند خونه
منم از ماشینش پیاده شدم و .....
پایان ❤️
فحش آزاده 😂🤌🏻
خوشگلا شرط نداریم ولی پارت ۱ و ۲ رو کامنت و لایکا به ۱۰ برسه 🫠
حمایت کنیدددددددددد 🥺🔪
#بی_تی_اس#کوک#جانگ_کوک_ارمیییییی_فیک_رمان_فیک_نویس
#تهیونگ#جیمین#نامجون#جیهوپ#شوگا_جین_کوکی
- ۷۱۰
- ۰۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط